برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
افرینش من شوخی بزرگی بود که خدا با زمینیا کرد..
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
ینی میشه بلاخره منم یروزی به ارامش برسم؟ میشه منم معنی واقعی خوشبختی رو بچشم؟
یه حس خوب بدون استرس...
میخوان کنکورو بندازن دو ماه دیگه
من تا دو ماه دیگه دووم نمیارم
دووم نمیارم خودم میدونم.....
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
فک کنم افسرده شدم
زندگیم خیلی سخت میگزره خیلی خیلی سخت...
کاش یجوری میشد به این دردا پایان داد کاش...
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
..........
Pain is Reaching through my veins
How far i can deal with it
How far?
No one can help me?
Poisen person must die
Could you see the blood line through my face?
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
Could you pls let me breath
Im black and blue
And i literally can not breath
Not enymore....
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
دلم ارامش میخواد خدایا اااایااااا
دلم ارامش میخواد
دیگه نمیتونم این همه استرسو تحمل کنم
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48
برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 4:48